معنی اسکندروس طرالینوس

معنی اسکندروس طرالینوس

4 بازدید
[ اِ کَ دَ سِ ؟ ] (اِخ) طبیب. و او پیش ارجالینوس بود. او راست: کتاب العین و علاجاتها، و آنرا قدیماً به عربی نقل کرده اند. کتاب البرسام و آنرا ابن البطریق برای قحطبی نقل کرده. کتاب الصفار و الحیات والدیدان التی تتولد فی البطن، و آنرا در قدیم بعربی نقل کرده اند. (ابن الندیم). و او پیش از جالینوس بود. او راست: کتاب علل العین و علاجها سه مقاله بنقل قدیم، کتاب البرسام، نقل ابن البطریق للقحطبی، کتاب الضبان و الحیات التی تتولد فی البطن و الدیدان. (عیون الانباء ابن ابی اصیبعة ج ۱ ص ۳۶ و تاریخ الحکمای قفطی چ لیبسک ص ۵۵). وی پزشکی یونانی است، مولد وی طرال واقع در لیدیا در مائهٔ ششم م. است. وی در روم بطبابت اشتغال ورزید. و او را یکی از بهترین اطبای بعد از بقراط بشمار آرند.

کلمات هم‌قافیه با «اسکندروس طرالینوس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید