معنی اسپارترو

معنی اسپارترو

5 بازدید
[ اِ تِ رُ ] (اِخ) بالدُمِرو. یکی از رجال معروف اسپانیول. مولد ۱۷۹۲ م. پدر او چرخ کشی فقیر بوده. در سال ۱۸۰۸ داوطلبانه بخدمت نظام درآمده عازم پرو گردید و در سال ۱۸۲۴ م. با رتبهٔ سرداری و ثروت بسیار به اسپانیا بازگشت. در سنهٔ ۱۸۳۲ طرفداری ملکه ایزابلا و نایبةالسلطنهٔ او ماریه کریستینه اختیار کرد، دون کارلوس و طرفدارانش را مغلوب و به بیرون رفتن از اسپانیا مجبور ساخت و در ازاء این خدمت به رتبهٔ مشیری و مقام دوکی نایل گشت. در سال ۱۸۴۰ م. بتشکیل کابینه مأمور شده و یک سال بعد حائز مقام نایب السلطنهٔ ملکه (ایزابل) شده و تا رشد قانونی ملکه یعنی سنهٔ ۱۸۴۲ کشور اسپانیا را اداره کرد و آتش بلواهای بسیاری را فرونشاند و سپس عازم انگلستان گردید و در سنهٔ ۱۸۴۷ باز به اسپانیول عودت کرد و در سال ۱۸۵۴ دوباره رئیس هیأت وکلا گردید و در سنهٔ ۱۸۶۵ م. استعفا داده و بزراعت و فلاحت مزارع خود مشغول شد و در سال ۱۸۷۹ در همانجا وفات یافت. او مردی آزادمنش و حرّیت طلب بود. (قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «اسپارترو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید