معنی اسپارترا
6 بازدید
[ اِ رِتْ ] (اِخ) زن آمُرگِس سردار سکاها، بقول هرودت. در جنگی که سکاها با کوروش بزرگ کردند و شکست یافتند و آمرگس اسیر شد، زن او اسپارترا حاضر نشد صلح کند. و لشکری به عدهٔ سیصد هزار مرد و دویست هزار زن گرد آورد و با کوروش جنگید و او را اسیر کرد. بعد، سردار هر کدام از طرفین اسیر طرف دیگر گردید و مذاکرات صلح پیش آمد و آمرگس ازین ببعد دوست صمیمی کوروش شد. (ایران باستان ص ۲۶۷).
کلمات همقافیه با «اسپارترا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر