معنی اسواران
5 بازدید
[ اَسْ ] (اِ) جِ اسوار. سواران. || گروهی از فارسیان نژاده. (التفهیم). دهقانان و شهزادگان و مرزبانان. اساورة. رجوع به اخبارالطوال ص ۳۰۲ و خاندان نوبختی ص ۶۲ و ۶۷ شود. || (در اصطلاح نظام) بواحد سواره نظام اطلاق شود.[ ] (اِ خ) موضعی در مغرب فولادنجه (ساحل جنوب شرقی بحر خزر).
کلمات همقافیه با «اسواران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر