معنی اسواری

معنی اسواری

6 بازدید
[ اَسْ ] (ص نسبی) منسوب به اسوار، قریه ای از اصفهان. (انساب سمعانی).
[ اُسْ ری ی ] (ع ص نسبی) منسوب به اساورة. (منتهی الارب).
[ اَسْ ی ی ] (اِخ) ابوبکر محمدبن سهل بن مرزبان بن مندة. رجوع به محمدبن سهل... و انساب سمعانی در کلمهٔ «اسواری» شود.
[ اَسْ ] (اِخ) ابوالحسن علی بن محمدبن مرزبان. رجوع به علی بن محمد... و انساب سمعانی (اسواری) شود.
[ اَ ی ی ] (اِخ) ابوالحسین محمدبن علی بن سابور. رجوع به محمدبن علی... و انساب سمعانی (اسواری) شود.
[ اَسْ ] (اِخ) ابوعبداللََّه حسین بن علی اسواری قماط از مردم اصفهان. وی از برادرزادهٔ ابوذرعة و احمدبن موسی بن اسحاق و جز آنان سماع دارد. (انساب سمعانی).
[ اَسْ ] (اِخ) ابوعلی حسین بن علی بن زید. از علماء و محدثین اصفهان. وی از ایوجعفر محمدبن سلیمان بن حبیب مصیصی و از او محمدبن احمدبن علی بن ابراهیم اصفهانی روایت کند. (انساب سمعانی).
[ اُسْ ] (اِخ) ابوعیسی. محدث است، منسوب به اساورة. (منتهی الارب). وی از ابوسعید خدری و از او قتاده روایت کند. (سمعانی).
[ اُسْ ] (اِخ) موسی بن سنان. رجوع به موسی... شود.
[ اُسْ ] (اِخ) یونس. رجوع به یونس شود.

کلمات هم‌قافیه با «اسواری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید