معنی اسماعیلمحله
4 بازدید
[ اِ مَ حَ لْ لَ ] (اِخ) دهی از دهستان هزارجریب بخش چهاردانگهٔ شهرستان ساری، ۲۸۰۰۰ گزی شمال خاوری کیاسر. کوهستانی جنگلی، معتدل، مرطوب. سکنه ۲۳۵ تن. شیعه. زبان: مازندرانی و فارسی. آب آن از چشمه سار. محصول آن غلات، لبنیات، ارزن، عسل. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان شال و کرباس بافی. راه آن مالرو است. این محل به پشت خیلی معروف است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «اسماعیلمحله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر