معنی اسماعیلکندی
4 بازدید
[ اِ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان چایپاره بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی، ۱۷۰۰۰ گزی شمال راه ارابه رو تاج خاتون. دامنه. معتدل. مالاریائی. سکنه ۲۴۱ تن. شیعه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی: جاجیم بافی. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ اِ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه، ۵۱۵۰۰ گزی جنوب خاوری مراغه، ۱۸۰۰۰ گزی شمال خاوری شوسهٔ شاهین دژ به میاندوآب. کوهستانی معتدل سالم. سکنه ۲۳۲ تن شیعه. آب از چشمه. محصول: غلات، چغندر، حبوبات. شغل: زراعت و گله داری. صنایع دستی: جاجیم بافی. راه مالرو. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ اِ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان شهرویران بخش حومهٔ شهرستان مهاباد، ۲۵۵۰۰ گزی شمال خاوری مهاباد، ۲۰۰۰ گزی جنوب شوسهٔ مهاباد به میاندوآب. جلگه. معتدل مالاریائی. سکنه ۱۵۵ تن. سنی. زبان: کردی. آب از چشمه و قنات. محصول آن غلات، توتون، چغندر، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی: جاجیم بافی. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ اِ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان آلان برآغوش بخش آلان برآغوش شهرستان سراب، ۲۱۰۰۰ گزی شمال خاوری مهربان، ۲۷۵۰۰ گزی شوسهٔ تبریز به سراب. کوهستانی، معتدل سردسیر. سکنه ۱۱ تن. شیعه. آب از چشمه. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است. محل سکنای ایال چیک لو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ اِ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان قره قویون بخش حومهٔ شهرستان ماکو، ۴۹۰۰۰ گزی جنوب خاوری ماکو، ۱۰۰۰ گزی باختر شوسهٔ شاه بلاغی به مرگن. دره. معتدل مالاریائی. سکنه ۵۷ تن. شیعه. آب از قنات. محصول: غلات، حبوبات، پنبه. شغل: زراعت و گله داری. صنایع دستی: جاجیم بافی. راه: شوسه. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «اسماعیلکندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر