معنی اسقان
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) (علی الجمع) کمرهای باریک و لاغر. (منتهی الارب).[ اِ ] (ع مص) تمام کردن جلای شمشیر را: اسقن سیفه؛ ای تمّم جلاءَه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اسقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر