معنی اسقام
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ سُقم و سَقم. بیماریها. امراض. (غیاث). اسقام، جماعةالسقم. (دهار).[ اِ ] (ع مص) بیمار کردن. (تاج المصادر بیهقی). بیمار گردانیدن: اسقمه اللََّه؛ بیمار گرداند او را خدای. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اسقام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر