معنی اسقب
6 بازدید
[ اَ قُ ] (ع اِ) جِ سَقب، بمعنی شترکره.[ اُ قُ ] (اِخ) شهری از عمل برقة و بدان منسوبست ابوالحسن یحیی بن عبداللََّه بن علی اللخمی الراشدی الاسقبی. (معجم البلدان). قصبه ای است در برقة یعنی بنغازی. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «اسقب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قب» برای سرودن شعر