معنی استکان
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) فروتنی نمودن. خوار گردیدن. (منتهی الارب).[ اِ تِ ] (روسی، اِ) (از روسی اِستاکان) ظرفی که در آن چای و قهوه و غیره آشامند. پیاله.
کلمات همقافیه با «استکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر