معنی استکاک
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) انبوه شدن گیاه و پیچیدن و بهم درشدن آن. (منتهی الارب). بهم درپیچیده شدن گیاه. بهم درشدن مرغزار: استک النبت. (منتهی الارب). || کر شدن. (منتهی الارب) (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || تنگ گردیدن سوراخ گوش. || زاری کردن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استکاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر