معنی استلامة
6 بازدید
[ اِ تِ مَ ] (ع مص) مرتکب کاری قابل نکوهش شدن: استلام الیهم؛ کاری کرد با ایشان که بدان ملامت کنند وی را.
کلمات همقافیه با «استلامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر