معنی استحداث
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) نو گرفتن. (تفلیسی). نو آوردن. (زوزنی) (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). نو یافتن. (منتهی الارب). نو کردن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). نو پیدا کردن. (وطواط).
کلمات همقافیه با «استحداث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اث» برای سرودن شعر