معنی اسبریس
6 بازدید
[ اَ ] (اِ مرکب) عرصه و میدان. میدان اسب دوانی. اسپ ریس. اسپ ریز. اسب رز. اسب رس. رجوع به اسپ ریس شود.
کلمات همقافیه با «اسبریس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر