معنی اسبریز
5 بازدید
[ اَ ] (اِ مرکب) میدان. (صحاح الفرس). اسب ریس. اسپ ریس : ببر کرده هر یک سلیح ستیز نهادند رو جانب اسب ریز.فردوسی.
کلمات همقافیه با «اسبریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر