معنی اسبزار
6 بازدید
[ اَ ] (اِخ) اسفزار. ناحیتی [ بخراسان ] او را چهار شهر است چون، کواژان، ارسکن، کوژد، جراشان، و این هر چهار اندر مقدار شش فرسنگ است. جائی بانعمت است و مردمان او خوارج اند و جنگی و در این ناحیت کوه بسیار است و استوار. (حدود العالم). رجوع به اسفزار شود.
کلمات همقافیه با «اسبزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر