معنی ازدمال
4 بازدید
[ اِ دِ ] (ع مص) برداشتن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). برداشتن چیزی یا برداشتن چیزی یکبار. (منتهی الارب). || جامه و پارچه پیچیدن.
کلمات همقافیه با «ازدمال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر