معنی ازدلاف
6 بازدید
[ اِ دِ ] (ع مص) پیشی کردن. (از منتهی الارب). تقدم گرفتن. || پیش درآمدن. (منتهی الارب). فراپیش شدن. (تاج المصادر بیهقی). || نزدیک گردیدن. (منتهی الارب). نزدیک آمدن. بیکدیگر نزدیک آمدن. (تاج المصادر بیهقی). نزدیکی جستن. نزدیکی. (منتهی الارب). گرد آمدن. (زوزنی). || متفرق شدن. (منتهی الارب).[ اِ دِ ] (ع مص) پیشی کردن. (از منتهی الارب). تقدم گرفتن. || پیش درآمدن. (منتهی الارب). فراپیش شدن. (تاج المصادر بیهقی). || نزدیک گردیدن. (منتهی الارب). نزدیک آمدن. بیکدیگر نزدیک آمدن. (تاج المصادر بیهقی). نزدیکی جستن. نزدیکی. (منتهی الارب). گرد آمدن. (زوزنی). || متفرق شدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ازدلاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر