معنی ازجاء
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) راندن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). پیش راندن. نرم راندن (منتهی الارب)، چنانکه باد ابر را و گاو گوسالهٔ خود را: الریح تزجی السحاب و البقر تزجی ولدها؛ ای تسوقه. || بسر بردن: ازجی به العیش؛ بسر برد با او زندگانی را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ازجاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر