معنی ازجاج
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) آهن در بن نیزه کردن. زُجّ در نیزه کردن. آهن را در بن نیزه درآوردن. (از منتهی الارب). زج کردن نیزه. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «ازجاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر