معنی اتعاد
5 بازدید
[ اِتْ تِ ] (ع مص) وعده پذیرفتن. وعده فاپذیرفتن. (زوزنی). با کسی وعده کردن. با یکدیگر وعده نهادن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || با هم وعدهٔ بدی کردن. ایعاد.
کلمات همقافیه با «اتعاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر