معنی اتعاس
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) برروی افکندن. (تاج المصادر بیهقی). بروی درافکندن. || بدبخت گردانیدن. || هلاک کردن. || خوار کردن.
کلمات همقافیه با «اتعاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر