معنی ابوعمارة

معنی ابوعمارة

7 بازدید
[ اَ عُ رَ ] (ع اِ مرکب) صعتر. (مخزن الأدویه). سعتر. آویشن. || صقر. (تحفهٔ حکیم مؤمن، چاپی). و ظاهراً مصحف صعتر است.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) او از شهر و از او اعمش روایت کند.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) الأنصاری. براءبن عازب. صحابی است. و به سال ۷۲ هـ . ق. وفات یافت.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) حجر. تابعی است و از ابوهریره روایت کند.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) حمزةبن الحارث بن عمیر. او از پدر خود حارث و از او اسحاق بن ابی اسرائیل روایت کند.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) حمزةبن حبیب بن عمارة الزیات الکوفی. از موالی آل عکرمةبن ربعی التیمی. او یکی از قراء سبعه است و ابوالحسن کسائی قرائت از وی فرا گرفت و حمزه از اعمش اخذ قرائت کرد و از آنروی بنام زیات معروف گشت که زیت از کوفه به حلوان و از حلوان پنیر و جوز بکوفه بتجارت بردی. وفات وی به ۱۵۶ هـ . ق. در حلوان بود. و رجوع به حمزه... شود.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) حمزةبن عبدالمطلب عم رسول صلوات اللََّه علیه. رجوع به حمزه... شود.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) حمزه ملقب به مهنابن ابی هاشم داود الملقب بالقائم از شرفای مدینهٔ طیبه. رجوع به حبط ج ۱ ص ۴۱۰ شود.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) خزیمةبن ثابت بن الفا که ملقب به ذی الشهادتین. یکی از صحابهٔ کبار است. رجوع به خزیمه شود.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) الربعی. سواربن عمارة الرملی. از میسرةبن معبد اللخمی روایت کند.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) رشیدبن مالک السعدی رسول قیصر. صحابی است و گاه او را ابوعمیره می نامند.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) عبدخیربن یزید الهمدانی. از روات حدیث است.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) قیس مولی الانصار. محدث است.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) محمدبن تمیم. او از حسن و از او حمادبن زید روایت کند.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) ولید. او از سلیمان بن بریده و از او جعفر احمر روایت کند.
[ اَ عُ رَ ] (اِخ) یعقوب بن اسحاق. او از ابی عون و از او حجاج بن محمد روایت کند.

کلمات هم‌قافیه با «ابوعمارة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید