معنی ابن صلاح
6 بازدید
[ اِ نُ صَ ] (اِخ) تقی الدین ابوعمرو عثمان بن عبدالرحمن بن عثمان نصری شهرزوری. اصلاً ایرانی از نژاد کرد و پدرش از فقها بوده. تقی الدین نزد پدر فقه آموخت و هم بموصل در خدمت دانشمندان آنجا کسب علوم دیگر کرد، آنگاه بخراسان رفت و از روات آنجا حدیث شنود و از آنجا به شام شد و در قدس شریف و دمشق بتدریس اشتغال ورزید، و او در سه مدرسهٔ رواحیه، زمردخاتون (نام دختر صلاح الدین) و دارالحدیث درس میگفت و ابن خلکان چنانکه خود گوید یک سال نزد او تلمذ کرده است. مولد او به سال ۵۷۷ هـ .ق . و وفات ۶۴۳ بوده است.[ اِ نُ صَ ] (اِخ) نجم الدین ابوالفتوح احمدبن محمد. حکیم و طبیب ایرانی، اصلاً از مردم همدان و پرورش او به بغداد بوده و از بغداد به دمشق هجرت کرده و تا آخر عمر بدانجا بزیسته است. وفات او بعد از ۵۴۰ هـ .ق . است. او راست مقاله ای در شکل چهارم از اشکال اربعهٔ قیاس و کتاب الفوزالاصغر.
کلمات همقافیه با «ابن صلاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر