معنی ابن صفار

معنی ابن صفار

6 بازدید
[ اِ نُ صَ فْ فا ] (اِخ) کنیت چند تن از دانشمندان ریاضی و جز آن: ۱ -ابوالقاسم احمدبن عبداللََّه قرطبی ریاضی. او در قرطبه تدریس علوم ریاضیه میکرد و در فتنه که بدانجا افتاد بدانیه در ساحل شرقی اندلس پناهید و تا آخر عمر بدانجا ببود. او راست کتابی در اسطرلاب و زیج بطریقهٔ سندهند. ۲ -محمدبن عبداللََّه قرطبی، برادر احمد سابق الذکر. استاد در عمل اسطرلاب، و گویند ماهرتر از او در این فن نیامده است. ۳ -ابوعبداللََّه محمد ادیب قرطبی. او سواحل شمالی افریقا را سیاحت کرد و بغداد را نیز بدید. در فاس و تونس و دیگر بلاد تدریس کرد و اشعار نیکو دارد. وفات ۶۳۹ هـ .ق . ۴ - جلال الدین علی بن یوسف ماردینی. ادیب و شاعر. کاتب ملک منصور ناصرالدین ارتقی و به سال ۶۵۸ هـ .ق . آنگاه که مغولان ماردین را تسخیر کردند بقتل رسید. او راست: کتاب انس الملوک.

کلمات هم‌قافیه با «ابن صفار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید