معنی ابن حجاج
7 بازدید
[ اِ نُ حَ جْ جا ] (اِخ) ابوالحسین مسلم بن حجاج بن مسلم قشیری نیشابوری. صاحب صحیح معروف بصحیح مسلم. او بحجاز و شام و مصر رحلت کرده و از یحیی بن یحیی نیشابوری و احمدبن حنبل و اسحاق بن راهویه و جز آنان حدیث شنود و چندین کرت به بغداد رفت و روات بغداد و ترمدی از او روایت دارند. و ابوعلی نیشابوری گوید در عالم کتابی در حدیث بصحت صحیح مسلم نیست. وفات او۲۶۱ هـ .ق . در نیشابور بود و مدفن او در نصرآباد بیرون نیشابور است.[ اِ نُ حَ جْ جا ] (اِخ) ابوعبداللََّه حسین بن احمدبن محمدبن جعفر. شاعری شیعی و مدیحه سرا. او پادشاهان و وزراء از آل بویه را مدح گفته و از دست عزالدوله بختیار چندی محتسب بغداد بوده است. طبع او در شعر بهزل می گرائیده، دیوان کامل او از میان رفته لکن شریف رضی قسمت جِدّ آنرا به نام النظیف من السخیف گرد کرده است. وفات ۳۹۱ هـ .ق .[ اِ نُ حَ جْ جا ] (اِخ) ابوعمر احمدبن محمدبن حجاج خطیب. در حدود اواخر مائهٔ چهارم و نیمهٔ اول مائهٔ پنجم هجری میزیسته. کتاب مغنی در فن فلاحت مؤلَّف به سال ۴۴۶ هـ .ق . از اوست. و از این کتاب ابن بیطار و ابن عوام نام برده اند.
کلمات همقافیه با «ابن حجاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر