معنی آمیزه
7 بازدید
[ زَ / زِ ] (ن مف / نف) آمیخته. مخلوط. ممزوج. کمیژه : گرد کرده بسی سخن ریزه نیک و بد خیره درهم آمیزه.سنائی. الاخلاس؛ آمیزه شدن موی یعنی سیاهی با سپیدی آمیختن. (مجمل اللغه). || پیر و کهل. (برهان). || (اِمص) بضاع. وقاع. آمیغ. آمیغه. || (اِ) مزاج. - آمیزهای دارو؛ عَقّار (ج، عقاقیر). (مهذب الاسماء) (دهار).
کلمات همقافیه با «آمیزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر