محمدتقی بهار

ملک‌الشعرا (محمدتقی بهار)

ملک‌الشعرا
محمدتقی بهار
همیشه فعال
دفتر شعر
2
اشعار
2
0
دنبال کننده

زندگی‌نامه ملک‌الشعرا (محمدتقی بهار)

محمدتقی بهار، ملقب به ملک‌الشعرا، از آن چهره‌هایی است که نمی‌شود تاریخ معاصر ایران را بدون او ورق زد. او نه فقط یک شاعر برجسته، بلکه روزنامه‌نگار، ادیب، سیاست‌مدار و تاریخ‌نگاری بود که تمام زندگی‌اش را وقف آزادی و فرهنگ ایران کرد.

تولد و آغاز مسیر

  • تولد: ۱۸ آذر ۱۲۶۵ در شهر مشهد.

  • خانواده: پدرش «محمدکاظم صبوری»، ملک‌الشعرای آستان قدس رضوی بود. محمدتقی از همان کودکی در فضای شعر و ادب بزرگ شد.

  • ارث بردن لقب: پس از فوت پدر، به فرمان مظفرالدین شاه لقب «ملک‌الشعرا» به او رسید؛ عنوانی که تا پایان عمر همراهش ماند.

ریشه‌های خانوادگی و تربیت اولیه

تبار: مادر ب...

زندگی‌نامه محمدتقی بهار

محمدتقی بهار، ملقب به ملک‌الشعرا، از آن چهره‌هایی است که نمی‌شود تاریخ معاصر ایران را بدون او ورق زد. او نه فقط یک شاعر برجسته، بلکه روزنامه‌نگار، ادیب، سیاست‌مدار و تاریخ‌نگاری بود که تمام زندگی‌اش را وقف آزادی و فرهنگ ایران کرد.

تولد و آغاز مسیر

  • تولد: ۱۸ آذر ۱۲۶۵ در شهر مشهد.

  • خانواده: پدرش «محمدکاظم صبوری»، ملک‌الشعرای آستان قدس رضوی بود. محمدتقی از همان کودکی در فضای شعر و ادب بزرگ شد.

  • ارث بردن لقب: پس از فوت پدر، به فرمان مظفرالدین شاه لقب «ملک‌الشعرا» به او رسید؛ عنوانی که تا پایان عمر همراهش ماند.

ریشه‌های خانوادگی و تربیت اولیه

تبار: مادر بهار از مسیحیان گرجی بود که به ایران آمده بودند. پدرش، صبوری، نیز چنان جایگاه ادبی والایی داشت که لقب ملک‌الشعرایی را از ناصرالدین‌شاه گرفته بود.

تحصیلات: بهار از ۴ سالگی به مکتب رفت. او نزد اساتید بزرگی مثل ادیب نیشابوری شاگردی کرد. نکته جالب اینجاست که او در نوجوانی، تحت تأثیر جو آن زمان، مدتی از شعر و شاعری دلسرد شد و به کسب و کار روی آورد، اما دوباره با کششی قدرتمند به آغوش ادبیات بازگشت.

بهار و انقلاب مشروطه

بهار برخلاف بسیاری از شاعران دربار، در جبهه‌ی آزادی‌خواهان ایستاد. او با سرودن اشعار تند و وطن‌پرستانه و انتشار روزنامه‌ی «نوبهار»، به یکی از زبان‌های گویای مشروطه‌خواهان تبدیل شد. این فعالیت‌ها البته برای او بی‌هزینه نبود و بارها طعم تبعید و زندان را چشید.

  • روزنامه نوبهار: او این روزنامه را در مشهد راه انداخت که به دلیل تندروی‌های سیاسی و مخالفت با حضور روس‌ها در ایران، چندین بار توقیف شد.

  • تبعید و زندان: او بارها به دلیل مقالاتش به تهران یا شهرهای دیگر تبعید شد. حتی یک بار روزنامه‌اش را بستند و او بلافاصله روزنامه «تازه‌بهار» را منتشر کرد که آن هم دوام نیاورد!

فعالیت‌های سیاسی و پارلمانی

او تنها یک ادیب خانه‌نشین نبود؛ بهار چندین دوره به عنوان نماینده مردم در مجلس شورای ملی حضور داشت. او از یاران نزدیک مدرس بود و در دورانی که سیاست ایران در تلاطم بود، با صراحت لهجه و قلم تیزش شناخته می‌شد. مدتی هم در دولت قوام‌السلطنه به عنوان وزیر فرهنگ خدمت کرد

بهار یکی از اعضای فعال حزب دموکرات بود و در دوره‌های مختلف (دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم) به عنوان نماینده در مجلس حضور داشت:

  • اشتباه در ترور: یکی از هولناک‌ترین حوادث زندگی او، ترور «واعظ قزوینی» بود. ضاربان که قصد ترور بهار را داشتند، به دلیل شباهت ظاهری، واعظ قزوینی را در صحن مجلس به قتل رساندند! این حادثه بهار را مدتی خانه‌نشین و منزوی کرد..

میراث ادبی و علمی

بزرگترین خدمت بهار به زبان فارسی، علمی کردن نقد ادبی و سبک‌شناسی بود.

  • کتاب سبک‌شناسی: این کتاب سه‌جلدی هنوز هم مرجع اصلی دانشجویان ادبیات برای شناخت تحول نثر فارسی است.

  • شعر: بهار استاد قصیده بود. او قالب‌های کهن (مثل قصاید خراسانی) را با مفاهیم مدرن سیاسی و اجتماعی ترکیب کرد. معروف‌ترین شعر او شاید قصیده «دماوندیه» باشد که نمادی از خشم و سکوت ملت است.

نکته جالب: او پل میان ادبیات کلاسیک و ادبیات مدرن ایران است. یعنی همان‌قدر که به سنت‌ها پایبند بود، ضرورت تغییر و نوگرایی را هم درک می‌کرد.

زندگی شخصی و فرزندان

بهار دو بار ازدواج کرد. همسر دوم او، سودابه صفدری (از نوادگان قاجار)، زنی مدیر و مدبر بود که در دوران سخت تبعید و بیماری، تکیه‌گاه او بود. فرزندان او از جمله مهرداد بهار (اسطوره‌شناس برجسته) و چهرزاد بهار، هر کدام راه پدر را در مسیر فرهنگ ادامه دادند.

پایان راه

بهار در سال‌های پایانی عمر به بیماری سل مبتلا شد. او سرانجام در اول اردیبهشت ۱۳۳۰ در خانه‌اش در تهران درگذشت و در آرامستان ظهیرالدوله (کنار بسیاری از بزرگان هنر ایران) به خاک سپرده شد.

دنبال‌کنندگان
+
بازدیدکنندگان
+
خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید