جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 14
قصه باد که در عهد هود قوم عاد را هلاک کرد
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
آدرس شعر : مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 854 تا 868
حکایت پادشاه جهود دیگر که در هلاکت دین عیسی سعی نمود
بیت ۱: هود گرد مؤمنان، خطی کشید / نرم میشد باد، کانجا میرسید
قافیه: کشید / میرسید
ردیف: ندارد
آرایه: تلمیح (اشاره به ماجرای طوفان قوم عاد و ایمن ماندن حضرت هود و مؤمنان در دایره و خط امان).
معنی: حضرت هود گرداگردِ مؤمنان خطی کشید؛ آن بادِ ویرانگر صرصر همین که به مرز آن خط میرسید، آرام و ملایم میگشت.
بیت ۲: هر که بیرون بود ز آن خط، جمله را / پاره پاره میشکست اندر هوا
قافیه: را / هوا
ردیف: ندارد
معنی: اما هر کس که بیرون از آن خطِ امن قرار داشت، تندباد او را به هوا برمیافراشت و کالبدش را بند از بند تکهتکه میکرد.
بیت ۳: همچنان شیبان راعی میکشید / گرد بر گرد رمه خطی پدید
قافیه: میکشید / پدید
ردیف: ندارد
آرایه: تلمیح (اشاره به کرامت شیبان راعی، عارف نامدار، که هنگام رفتن به نماز جمعه گرداگرد گله خط امان میکشید).
معنی: درست همانگونه که شیبانِ چوپان نیز خطی نمایان و مشخص گرداگرد گلهٔ گوسفندانش رسم میکرد.
بیت ۴: چون به جمعه میشد او وقت نماز / تا نیارد گرگ، آنجا ترکتاز
قافیه: نماز / ترکتاز
ردیف: ندارد
آرایه: کنایه («ترکتاز آوردن» کنایه از حمله، غارتگری و شبیخون).
معنی: هنگامی که او در روز جمعه برای ادای نماز جماعت عازم میشد، آن دایره را میکشید تا گرگ به محدودهٔ رمه هجوم نیاورد.
بیت ۵: هیچ گرگی در نرفتی اندر آن / گوسفندی هم نگشتی ز آن نشان
قافیه: آن / نشان
ردیف: ندارد
معنی: هیچ گرگی جرئت ورود به درون آن خط را نداشت، و از سویی دیگر هیچ گوسفندی نیز از مرز آن نشانه پای بیرون نمینهاد.
بیت ۶: باد حرص گرگ و حرص گوسفند / دایره مرد خدا را بود، بند
قافیه: گوسفند / بند
ردیف: ندارد
آرایه: اضافه استعاری (بادِ حرص)، جناس ناقص (گوسفند / بند)، کنایه («بند بودن» کنایه از مانع و مهارکننده بودن).
معنی: خطی که آن مرد خدا کشیده بود، همچون بندی استوار، خوی درندگی گرگ و میل به پراکندگی گوسفندان را مهار میکرد.
بیت ۷: همچنین باد اجل با عارفان / نرم و خوش، همچون نسیم یوسفان
قافیه: عارفان / یوسفان
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه (تشبیه باد مرگ برای اهل معرفت به نسیم پیراهن یوسف)، اضافه استعاری (باد اجل)، تلمیح (اشاره به جانبخشی و بیناییآفرینی بوی پیراهن یوسف برای یعقوب).
معنی: باد مرگ نیز برای عارفان و واصلان حق اینچنین است؛ بسیار گوارا، آرامبخش و لطیف، درست مانند نسیم روحنواز پیراهن یوسف.
بیت ۸: آتش، ابراهیم را دندان نزد / چون گزیده حق بود، چونش گزد؟
قافیه: نزد / گزد
ردیف: ندارد
آرایه: تشخیص و استعاره مکنیه («دندان زدنِ آتش»)، تلمیح (داستان گلستان شدن آتش نمرود بر ابراهیم)، جناس اشتقاق (گزیده / گزد)، استفهام انکاری («چونش گزد؟» یعنی هرگز به او گزندی نمیرساند).
معنی: آتش نمرودی به حضرت ابراهیم آسیبی نرساند؛ زیرا وقتی کسی برگزیدهٔ درگاه حق باشد، آتش چگونه میتواند او را بسوزاند و بگزد؟
بیت ۹: ز آتش، شهوت نسوزد اهل دین / باقیان را برده تا قعر زمین
قافیه: دین / زمین
ردیف: ندارد
آرایه: اضافه استعاری (آتش شهوت)، تضاد (اهل دین / باقیان).
معنی: آتشِ سرکشِ شهوت و هواهای نفسانی اهل ایمان را نمیسوزاند، اما غافلان و دنیاپرستان را در کام خود کشیده و به قعر تباهی فرو میبرد.
بیت ۱۰: موج دریا، چون به امر حق بتاخت / اهل موسی را ز قبطی واشناخت
قافیه: بتاخت / واشناخت
ردیف: ندارد
آرایه: تلمیح (شکافته شدن نیل و نجات پیروان موسی در برابر غرق فرعونیان قبطی)، تشخیص (تمیز دادن و واشناختنِ دریا میان مؤمن و کافر).
معنی: امواج خروشان دریا چون به فرمان پروردگار تاختن گرفت، همراهان باایمان موسی را از کافران قبطی بازشناخت و تنها فرعونیان را غرق ساخت.
بیت ۱۱: خاک، قارون را چو فرمان در رسید / با زر و تختش به قعر خود کشید
قافیه: در رسید / کشید
ردیف: ندارد
آرایه: تلمیح (اشاره به واقعهٔ خسف قارون و فرورفتن او و داراییهایش در کام زمین)، تشخیص (فرمانبری خاک و بلعیدن قارون).
معنی: همین که امر و حکم الهی فرارسید، زمین قارون متکبر را همراه با تمام گنجینههای طلا و سریر اقتدارش در ژرفای خود فرو کشید.
بیت ۱۲: آب و گل چون از دم عیسی چرید / بال و پر بگشاد، مرغی شد، پرید
قافیه: چرید / پرید
ردیف: ندارد
آرایه: تلمیح (اشاره به معجزهٔ جان یافتن پرنده گلی با دمیدن حضرت عیسی)، استعاره («چریدن از دم عیسی» استعاره از کسب فیض و حیات از دم مسیحایی)، مراعات نظیر (بال، پر، مرغ، پرید).
معنی: مشتی آب و خاک بیجان، چون از نفس و دمِ عیسوی زندگی یافت، بال و پر گشود و به پرندهای زنده بدل شد و پرواز کرد.
بیت ۱۳: هست تسبیحت، بخار آب و گل / مرغ جنت شد ز نفخ صدق دل
قافیه: گل / دل
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه (تشبیه ذکر صوری به بخار آب و گل، و تجسم ذکر خالصانه به پرندهٔ بهشتی)، تمثیل، تضاد معنوی (آب و گل / مرغ جنت).
معنی: ذکر و تسبیح زبانیِ تو مانند بخاری برآمده از کالبد خاکی است؛ اما اگر با دمیدنِ اخلاص و صدق قلبی همراه شود، جان میگیرد و به پرندهای در بهشت تبدیل میگردد.
بیت ۱۴: کوه طور از نور موسی شد به رقص / صوفی کامل شد و رست او ز نقص
قافیه: رقص / نقص
ردیف: ندارد
آرایه: تلمیح (اشاره به تجلی نور خداوند بر کوه طور)، تشخیص (به وجد و رقص آمدن کوه و صوفی کامل شدنش)، جناس ناقص اختلافی (رقص / نقص).
معنی: کوه طور از تابش تجلی نور الهی بر موسی به وجد و رقص درآمد؛ همچون صوفیِ به کمالرسیدهای از خود بیخود شد و از کاستیِ جمادی رهایی یافت.
بیت ۱۵: چه عجب گر کوه، صوفی شد عزیز / جسم موسی از کلوخی بود نیز
قافیه: عزیز / نیز
ردیف: ندارد
آرایه: حسن تعلیل و تمثیل (کلوخ بودن اصل خاکین جسم موسی برای رفع شگفتی از صوفی شدن کوه)، تشبیه (تشبیه جسم خاکی به کلوخ).
معنی: ای عزیز، چه جای شگفتی است اگر کوه با آن سنگینی به صفا و کمال باطنی برسد؟ در حالی که کالبد خودِ موسی نیز در اصل پارهای خاک و کلوخ بود که روحی الهی در آن دمیده شد.