معنی یککله
6 بازدید
[ یَ / یِ کَ لْ لَ / لِ ] (ق مرکب) بی مکث. بی درنگ. بی وقفه: تب کرد و یک کله افتاد. (یادداشت مؤلف). و رجوع به یکسره شود.
کلمات همقافیه با «یککله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر