معنی یکنفسه
13 بازدید
[ یَ / یِ نَ فَ سَ / سِ ] (ص نسبی) به اندازهٔ یک نفس. به قدر یک نفس. یک دمه. || به مدت یک دم زدن. - یک نفسه لاله؛ لاله که از عمر او دم زدنی گذشته باشد: لاله گهر سوده و فیروزه گل یک نفسه لاله و یک روزه گل.نظامی. و رجوع به یک نفس شود.
کلمات همقافیه با «یکنفسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر