معنی یکنفری
6 بازدید
[ یَ / یِ نَ فَ ] (ص نسبی) به اندازهٔ یک نفر. برای یک نفر. ازآنِ یک نفر: غذای یک نفری، کار یک نفری، جای یک نفری. و رجوع به یک نفر شود.
کلمات همقافیه با «یکنفری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر