معنی یکنسق
5 بازدید
[ یَ / یِ نَ سَ ] (ص مرکب) یک دست. یک نواخت. (یادداشت مؤلف). || بر یک روش. (یادداشت مؤلف). و رجوع به یک نواخت شود.
کلمات همقافیه با «یکنسق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سق» برای سرودن شعر