معنی یک‌لخت

معنی یک‌لخت

9 بازدید
[ یَ / یِ لَ ] (ص مرکب) یک دست و یکسان. (آنندراج). || یک تخته. یک پارچه. یک پاره. (یادداشت مؤلف). متصل و به هم پیوسته : آن آسمان ها یک لخت بود. حق تعالی به قدرت کاملهٔ خود هفت طبق کرد که ذره ای از یکدیگر زیاد و کم نبود. (قصص الانبیاء ص ۱۳). پس خدای تعالی ریگ را بیافرید و باد را فرمان داد تا آن همه یک لخت شد پس آفتاب را فرمان داد تا درتافت و آن را سنگ گردانید. (قصص الانبیاء). از آن سجده بر آدمی سخت نیست که در صلب او مهره یک لخت نیست. سعدی (بوستان). - در یک لخت؛ صاحب یک مصراع. (یادداشت مؤلف). یک لت. یک لته. یک لتی. یک مصراعی. یک لنگه ای. || کفشی که دارای یک پارچه چرم باشد. (ناظم الاطباء). || آنکه از وضعی که داشته باشد هرگز برنگردد. (از آنندراج). یک رنگ. یک رو: یک لختم و در کوی دورنگیم وطن نیست. ابوطالب کلیم (از آنندراج). || انعطاف ناپذیر. که از چیزی متأثر نشود: سخن شنو نبود آدمی که یک لخت است حکایتی است که دیوار گوش می دارد. اسماعیل ایما (از آنندراج). || یک رو. رک. رک گو. (یادداشت مؤلف): گفت زندگانی خداوند دراز باد. من ترکی ام یک لخت و راستگویم. این لشکر را چنانکه من دیدم کار نخواهند کرد. (تاریخ بیهقی). || خالص. محض. ساده. بَحت. قُحّ. صِرف. (یادداشت مؤلف): این زمان این احمق یک لخت را آن نماید که زمان بدبخت را.مولوی. || کسی که زمام اختیار کارها در ید وی باشد. || پادشاه تواناتر از دیگر پادشاهان. (ناظم الاطباء). || (ق مرکب) لختی. لحظه ای. قدری. کمی : اگر شاه بیند به من بخشدش مگر بخت یک لخت بدرخشدش.فردوسی. || یک بارگی. یک دفعه. || مجموعاً. || قطعه قطعه. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «یک‌لخت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید