معنی یکلحظه
6 بازدید
[ یَ / یِ لَ ظَ / ظِ ] (ق مرکب) یک دم. یک نفس. لحظه ای. || یک باره. یک دفعه. بالمره. یک جا: نُه دایره یک لحظه کناره کند از سیر گر بروزد از مرکب عزم تو غباری.سنائی.
کلمات همقافیه با «یکلحظه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظه» برای سرودن شعر