معنی یکلایی
4 بازدید
[ یَ / یِ ] (حامص مرکب) یک لا بودن. یک لایه داشتن. || (ص نسبی) آنچه یک لا داشته باشد. مقابل دولایی. || نازک. بی دوام. کم دوام. || لاغر. نزار: تن یک لایی من، بازوی تو، سیلی عشق تو مگر رستم دستان زده ای به به به! عارف قزوینی.
کلمات همقافیه با «یکلایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر