معنی یکلاقبا
6 بازدید
[ یَ / یِ قَ ] (ص مرکب) یک قبا. که تنها یک قبای بی آستر در بر دارد. || سخت فقیر. بی چیز. نادار. درویش. مفلس. (یادداشت مؤلف): زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را ولیکن پوست خواهد کند ما یک لاقبایان را. سیدمحمدحسین شهریار. و رجوع به یک قبا شود.
کلمات همقافیه با «یکلاقبا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر