معنی یکقبا
4 بازدید
[ یَ / یِ قَ ] (ص مرکب) یک لاقبا. درویش. فقیر. (یادداشت مؤلف). که فقط یک قبا بر تن دارد: به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم که حمله بر من درویش یک قبا آورد. حافظ. و رجوع به یک لاقبا شود.
کلمات همقافیه با «یکقبا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر