معنی ینگا
7 بازدید
[ یَ ] (ترکی، ص) ینگی. نو. (آنندراج).[ یِ / یَ ] (ترکی، اِ) مشاطه. (آنندراج). ینگهٔ عروس. زنی که دست عروس به دست داماد دهد. زنی که همراه عروس از خانهٔ پدر به خانهٔ شوی رود. (یادداشت مؤلف): آن شب گردک نه ینگا دست او خوش امانت داد اندر دست شو.مولوی. و رجوع به ینگه شود. || زن برادر و زن عم. (آنندراج). || کدبانو. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «ینگا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گا» برای سرودن شعر