معنی یلمک
5 بازدید
[ یَ مَ ] (اِ) یلمه. قبا و معرب آن یلمق است. (یادداشت مؤلف). و رجوع به یلمه شود.[ یَ مَ ] (ع ص) جوان توانا. (منتهی الارب). مرد جوان قوی و توانا. (ناظم الاطباء). و رجوع به یلمه و یلمق شود.
کلمات همقافیه با «یلمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر