معنی یلمق
6 بازدید
[ یَ مَ ] (معرب، اِ) معرب یلمه که به معنی قباست. (از منتهی الارب) (آنندراج). مأخوذ از یلمهٔ فارسی و به معنی آن. ج، یلامق. (ناظم الاطباء). معرب یلمهٔ فارسی. قبا. (از المعرب جوالیقی ص ۳۵۵) (یادداشت مؤلف). یلمه. (دهار). و رجوع به یلمه شود. || زره دارای چند تکه. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «یلمق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مق» برای سرودن شعر