معنی یلامع
6 بازدید
[ یَ مِ ] (ع ص، اِ) ساز و سلاح درخشان همچو خود و تیغ و جز آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || جِ یلمع. (یادداشت مؤلف). و رجوع به یلمع شود.
کلمات همقافیه با «یلامع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مع» برای سرودن شعر