معنی یغر
5 بازدید
[ یُ غُ ] (ترکی، ص) مأخوذ از مصدر «یُغُرماق» ترکی به معنی خمیر کردن، یا یوغن ترکی به معنی سطبر و کلفت و درشت و گنده و بی اندام و ناهموار. در تداول عامه، ناتراشیده و ناخراشیده. سخت خشن. کت وکلفت. سِتَنْبه. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به یغور شود. || خشن در خلق و خوی. (از یادداشت مؤلف).[ یَ غِ ] (اِخ) نام یکی از پادشاهان چین. نام خاقان چین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «یغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر