معنی یغتنج
6 بازدید
[ یَ تَ ] (اِ) یغتج. نوعی از مار خوش خطوخال زردرنگ که در باغها و سبزه زارها به هم می رسد و می گویند زهر ندارد و یفتج و یفتنج نیز گویند. (از برهان) (از آنندراج) (از فرهنگ جهانگیری): مار یغتنج اگرت دی بگزید نوبت مار افعی است امروز. شهید بلخی (از لغت فرس اسدی). که گیسو چو یغتنج و زلف چو کژدم. علی قرط.
کلمات همقافیه با «یغتنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر