معنی یعمری
5 بازدید
[ یَ مَ ] (ص نسبی) منسوب است به یعمر و آن بطنی است از کنانه. (از لباب الانساب).[ یَ مَ ] (اِخ) معدان بن ابی طلحة، که طلحهٔ یعمری نیز نامیده می شود. او اهل حدیث بود و از ابودرداء و ثوبان روایت کرد و سالم بن ابی جعد و اهل شام از او روایت دارند. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «یعمری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر