معنی یعلی
6 بازدید
[ یَ لا ] (اِخ) ابن احمدبن یعلی، پیشوای اندلسی. از شاعران بود و در زمان المنصور ابی عامر شهرت یافت. یعلی به سال ۳۹۳ هـ . ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی).[ یَ لا ] (اِخ) ابن امیة (یا منیة). صحابی است. (منتهی الارب). یعلی بن امیةبن ابی عبیدةبن همام تمیمی حنظلی. از صحابه بود. در فتح مکه اسلام آورد و در غزوات طائف و حنین و تبوک در خدمت حضرت شرکت داشت. از طرف سه خلیفهٔ اول به ترتیب به امارت حلوان و نجران و یمن منصوب شد. پس از قتل عثمان به زبیر و عایشه پیوست و گویند در جنگ جمل او عایشه را بر روی شتر می برد و گویند بعد به جرگهٔ یاران علی آمد و در جنگ صفین با آن حضرت بود. سخت متمول و سخی بود. ۲۸ حدیث از او روایت شده ولی بخاری و مسلم بر ۳ حدیث از او اتفاق دارند. او را یعلی بن منیة نیز گویند و منیة نام مادر یا نام مادر پدر اوست. یعلی در سال ۳۷ هـ . ق. درگذشته است. (از اعلام زرکلی).[ یَ لا ] (اِخ) ابن محمدبن صالح یفرنی. امیری از اشراف بربر از مردم تاکرونه بود. شهر آفکان را به سال ۳۳۸ هـ . ق. تأسیس کرد و حکومت آنجا را داشت. در همان سال به وهران داخل شد و آن را به تصرف درآورد و به فرمانروایی خود ادامه داد تا در سال ۳۴۷ هـ . ق. جوهر فرمانده سپاه سعدبن اسماعیل صاحب افریقیه به حیله او را کشت. (از اعلام زرکلی).[ یَ لا ] (اِخ) ابن مرة ثقفی، مکنی به ابوالمرازم. صحابی است. (یادداشت مؤلف). و رجوع به تاریخ الخلفا ص ۹ و تاریخ گزیده ص ۲۴۱ شود.[ یَ لا ] (اِخ) ابن مسلم بن ابی قیس یشکری ازدی، معروف به احول. شاعر نامدار دوران بنی امیه بود و به سبب قصیده ای که در مکه گفت به شهرت رسید. مرگ او به سال ۹۰ هـ . ق. بود. (از اعلام زرکلی).[ یَ لا ] (اِخ) ابن منیة. رجوع به یعلی بن امیة شود.[ یَ لا ] (اِخ) لیثی، مکنی به ابوعبدالملک. قاضی بصره. تابعی است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «یعلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر