معنی یساقی
8 بازدید
[ یَ ] (ص نسبی) (اصطلاح دیوانی) کارمندان دربار. مأموران دیوانی و کسانی که تهیّهٔ وسایل حرکت قشون و حفاظت راه را بر عهده داشتند. (سازمان اداری حکومت صفوی ص ۵۹): در ذکر خلاصه مداخل و مخارج ولایات ایران، مداخل... بابت مرد یساقی: پانصد نفر سرکار دیوانی... بابت مرد یساقی: پانصد نفر (ب). (تذکرة الملوک چ دبیرسیاقی ص ۸۹). عراق، سرکار اوارجهٔ عراق... عن مرد یساقی پانصد نفر. (تذکرة الملوک ص ۸۹). ارقام و احکام سیورغالات و... یساقیان و چریک به مهر او می رسید. (تذکرة الملوک ص ۴۱). خرج -سایر عن مرد یساقی کلهر: پانصد نفر. (تذکرة الملوک ص ۹۱). تیول و مواجب همه ساله -سایر: عن مرد یساقی ایل کلهر: پانصد نفر. (تذکرة الملوک ص ۹۲). و رجوع به یساق شود. || سپاهی. (میرزا مهدی خان، سنگلاخ ص ب ۳۳۱).[ یَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان واقع در ۱۵ هزارگزی کردکوی و کنار راه شوسهٔ گرگان به بندرشاه با ۹۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ یَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جعفرآباد فاروج بخش حومهٔ شهرستان قوچان واقع در ۷ هزارگزی راه شوسهٔ مشهد به زاهدان با ۳۷۳ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «یساقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر