معنی یساری
11 بازدید
[ یَ ری ی ] (ص نسبی) منسوب است به یسار و آن نام قومی از عرب بوده در سرزمین سماوه که آنان را آل یسار می نامیدند. (از لباب الانساب).[ یَ ] (اِخ) ابومصعب «مطرف بن» عبداللََّه بن سلیمان بن یسار یساری، از راویان بود و از مالک بن انس خبر شنید و محمدبن یحیی ذهلی از او روایت کرد. (از لباب الانساب).[ یَ ] (اِخ) سلیمان بن محمد یساری حجازی، وی از عبداللََّه بن عمران بن ابی فروة حدیث شنید و زبیربن بکار از او روایت دارد. (از لباب الانساب).[ یَ ] (اِخ) سلیمان بن محمدبن عبداللََّه بن یسار اسلمی یساری مدنی جاری، در جار سکنی گزید و از عبداللََّه بن زیدبن اسلم و مالک بن انس و ابی ذئب و جز آنان روایت دارد. او راستگو بود. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «یساری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر