معنی یرگست

معنی یرگست

6 بازدید
[ یَ گَ ] (ق) یرگس. حنان اللََّه. حاش للّه. حاشا. دورا. دوربادا. معاذاللََّه. (صحیح آن پرگست است). (یادداشت مؤلف): پس این زنان گفتند {/Bحََاشَ لِلََّهِ مََا هََذََا بَشَراً ۲۸-۳۲۱۲:۳۱/}[ قرآن کریم ]؛ یرگست باد از این که مردم است مگر فرشته است گرامی. (ترجمهٔ تاریخ طبری بلعمی). رودکی استاد شاعران زمان بود صد یک از ایشان تویی کسایی یرگست .کسایی. بدخواه تو خواهد که چو تو باشد یرگست هرگز نشود سنگ سیه لؤلؤ شهوار.فرخی. یرگست باد بر همه کردارهای بد آنک به نسبت نبیی مصطفی بود.غواص. || (ص) دور. (یادداشت مؤلف): ابوسعد آنکه از گیتی بدو یرگست شد بدها مظفر آنکه شمشیرش ببرد از دشمنان پروا. دقیقی.

کلمات هم‌قافیه با «یرگست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید